تبلیغات
نیلــــوفــــــرآبـــــــی - نمیدانم
8 اردیبهشت 95

نمیدانم

   نوشته شده توسط: رویایی باتو بودن    

نمیدانم چرا تنم میلرزد وقتی صبحت از تو میشود نه از ترس حضورت نیست ،

از آروزی به تو رسیدن است ، از شاید ها و باید ها

و از اینکه نمیدانم داشتنت رو عاشقانه اشک بریزم یا دوریت را

شاید روزی تنم لرزید و دستانت را روی شانه هایم گذاشتی

و گفتی زیر لب اشک شوق بریز من به کنارت آمده ام برای همیشه !


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر